3. زايران مسيحي. از آنجا كه قبلاً، توانستهام اهميت جغرافيايي و تاريخي گزارشهاي مربوط به سفرهاي زايران و ساير مسافران قرون وسطا را به بيتالمقدس توضيح دهم، اكنون كافي است مسافران عمدهٴ اين عصر، را به اختصار برشمارم. ولفگر النبرشتسكيرچني1 در 1195 ـ 1198 (بهخاطر سفرهاي بعدياش در اين كتاب ذكر شده)، زاير ناشناسي از اهالي سواسون بيش از 1205؛ ويلبراند اُلدنبورگي2 در 1211؛ ثيتمار3 نامي در حدود 1217؛ اگموند اسپانهايمي پس از 1217؛ سنت ساباس4 در حدود 1225؛ فرانسوي ناشناسي در حدود 1231. ترتيب مليت اين جهانگردان بدين شرح است: سه آلماني، دو فرانسوي، يك نروژي و يك صربستاني. اغلب گزارشها به لاتيني بود، يكي به اسكانديناوي، يكي به زبان اسلاوني، يكي به زبان فرانسه. دو شرح مربوط به بيتالمقدس و فلسطين را هم بايد بدين آخري افزود، يكي از آرنوي مورخ، ديگري از موٴلفي ناشناس.
4. جهانگردان مسيحي در امپراتوري مغول. اينك، به بزرگترين كارهاي اين عصر، در زمينهٴ جغرافيا ميرسيم. منظور سفرهايي است كه فرستادگان اينوسان چهارم و سن لويي صورت دادند. بر اثر شكستهاي متوالي صليبيان و خطر روزافزون مسلمانان از يك سو، و افسانههاي مربوط به يوحناي عابد از سوي ديگر، پاپ تصميم گرفت نمايندگاني را به دربار مغول بفرستد تا علاقهٴ آنان را به مسيحيت و كمكشان را بر ضد كافران جلب كند. رياست نخستين هيئت را جوواني پيان ـ دل كارپيني5 از فرانسيسيان ايتاليايي برعهده داشت. او در 1245، ليون را ترك كرد و تا قراقوروم پيش رفت و دو سال بعد، به ميهنش بازگشت. گزارش لاتيني مربوط به سفرهاي او و دربارهٴ مغولان مهمترين اثر جغرافيايي در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، و از مهمترين آثار قرون وسطاست. مقارن بازگشت پيان كارپيني به ميهن، اين بار اينوسان چهارم يك هيئت دومينيكي را به سرپرستي آسلين6 اهل لومباردي روانه كرد. اين هيئت ظاهراً از ارمنستان فراتر نرفت و در 1250، بازگشت. گزارش غيرمستقيم سفر آنان اهميت خيلي كمتري دارد. يكي از همراهان آسلين به نام آندره لونگژوميويي7 را در 1248، سن لويي به مأموريت مشابهي فرستاد، و او در 1251، به خدمت وي بازگشت.
اين سفرها از نظر منظورهاي سياسي بينتيجه ماند، ولي بر اثر آنها مسيحيت غربي معلومات خيلي بهتري دربارهٴ آسيا به دست آورد، در واقع جهان تازهاي بر آنان آشكار شد و